خلاقیت در تجارت

خلاقیت در تجارت

قدرت ذهن | روانشناسی ثروت | قانون فرکانس | قانون مدارها | رازهای ثروت مندی | قانون جذب


خلاقیت در تجارت

به نام خدای بخشنده و مهربان

خلاقیت یکی از مهارت های اساسی مورد نیاز مدیران و فروشندگان است. با استفاده از نیروی خلاقیت می توانید خود را از بند عادات روزمره و الگوهای رفتاری خلاص کنید.

من هم مثل همه انسان‌ها توانایی خلاق بودن را دارم.

خلاقیت چیست؟

اگرچه ممکن است برخی افراد ذاتاً خلاق باشند اما اکثریت آنها همه چیز را همان گونه که هست می پذیرند. خلاق بودن هم یعنی در نظر گرفتن ایده ها یا اشیا در یک بستر متفاوت با هدف خلق یک چیز کاملاً تازه.

به عنوان مثال، یک بطری پلاستیکی از نظر خیلی ها صرفا یک بطری پلاستیکی است اما از نظر یک متفکر خلاق می تواند یک قیف، یا یک گلخانه کوچک و یا … هم باشد. اغلب ما خود را در حوزه فرهنگ و شرایط حاکم محدود می کنیم تا بتوانیم کارها را به شکل همیشگی انجام دهیم و به جای آن که مشکلات را به عنوان فرصتی برای یافتن راه های تازه انجام امور در نظر بگیریم، معمولا آنها را به شکل موانعی که باید از روی آنها پرید نگاه می کنیم.

تقکر خلاق با سوال کردن آغاز می شود:

alt

آیا واقعا اشیا همان چیزی هستند که ما تصور می کنیم، آیا می شود کاربرد دیگری برایش پیدا کنم؟

alt

همه ما به صورت غریزی از تفکر خلاق برای رویارویی با موقعیت های روزمره زندگی(مانند گیر افتادن در باران شدید) استفاده می کنیم. در محیط کار نیز سعی کنید نحوه بهره برداری آگاهانه از خلاقیت را فرا بگیرید.

هنگام رویارویی با مشکلات عادی، تفکر منطقی به ما کمک می کند که با کمترین تلاش از تجربیات شخصی خود برای یافتن راه حل مناسب استفاده کنیم. با ارزیابی یک موقعیت خاص در سایه تجربیات قبلی خود می توانید درست ترین مسیر را انتخاب کنید.

این روش منطقی بسیار موثر است. با این حال، در صورت ناکافی بودن تجربیات قبلی، وجود چندین راه حل ممکن، یا نیاز به یک راه حل جدید، تفکر منطقی می تواند سد راه شما شود. ما از طریق تفکر خلاق به ایده های تازه می رسیم و سپس برای تبدیل آنها به اقدامات عملی از تفکر منطقی کمک می گیریم.

مثال:

سعید یک مکانیک کم تجربه بود. یکی از وظایف روزمره او تعمیر اتومبیل های قدیمی بود که روشن نمی شدند. تجربیات قبلی او نشان می دادند که معمولا اشکال کار در تمام شدن باتری و یا رطوبت گرفتن شمع ها است. اگر اشکال کار در این دو قسمت نبود، آن وقت به سراغ استارت اتومبیل می رفت. او با استفاده از تفکر منطقی می توانست خیلی سریع به علت اصلی مشکل پی ببرد.

وقتی سعید تجربه بیشتری پیدا کرد رییس به او اجازه داد روی اتومبیل های جدیدتر نیز کار کند. او متوجه شد که مشخص کردن علت روشن نشدن اتومبیل های جدیدتر به دلیل پیچیدگی سیستم آن ها کار چندان ساده ای نیست. بنابراین، به جای آن که به تجربیات قبلی خود تکیه کند سعی می کرد جزئیات مربوط به مشکل اتومبیل ها را از صاحبان آن ها بشنود و با استفاده از نیروی خلاقیت خود عیب را پیدا کند.

همان طور که مثال نشان می دهد یک مکانیک با استفاده از تفکر منطقی و با بهره گیری از تجربیات قبلی خود در جهت یافتن راه حل توانسته است شیوه مقابله با مشکلات عادی را یاد بگیرد، اما وقتی با موقعیت هایی مواجه می شود که تجربه ای در مورد آن ها ندارد، سعی می کند از نیروی خلاقیت خود کمک بگیرد.

alt

خلاقیت فرصت‌های بیشتری را پیش روی شما قرار می‌دهد.

alt

اکثر افراد در زندگی شخصی و خصوصی خود خلاق هستند اما وقتی در قالب خودِ اجتماعی قرار می گیرند خلاقیت آنها کاهش می یابد. رفتار شرطی ما موجب می شود که مشکلات را برای خودمان نگه داریم و سعی کنیم بدون مشارکت دیگران به راه حل های فوری برسیم. سعی کنید این عادت را از بین ببرید.

هنگام رویارویی با مشکلات فرصتی را به کشف ایده ها و افکار مرتبط با موضوع اختصاص دهید و از مشارکت دیگران در جهت یافتن راه حل های مناسب بهره بگیرید.

گشودن قفل خلاقیت

ما طوری بار آمده ایم که فکر می کنیم [vip-members] برخی رفتارها و افکار درست، و برخی دیگر نادرست هستند. این شرطی شدن باعث محدودیت تفکر ما می شود و اجازه نمی دهد که به دنبال پاسخ های جدید بگردیم. قفل خلاقیت خود را باز کنید و خود را عادت دهید که شیوه های متداول انجام کار را به چالش بکشید.

انواع شرطی شدن

نوعنکاتی که باید به آن‌ها توجه کرد
اجتماعیاین نوع شرطی شدن به ما کمک می‌کند که با اجتماع پیرامون خود درآمیزیم، اما از سوی دیگر ما را از چالش با وضعیت موجود باز می‌دارد.
یادگیرییادگیری منظم و ساختار یافته خوب است، اما این مساله موجب می‌شود که به جای چالش با واقعیت‌ها، به پذیرش بی‌چون و چرای آن‌ها گرایش پیدا کنیم.
خانوادگیالگوها و قواعد رفتارهای ما تحت تاثیر رفتار مقتدرانه پدر و مادر در سنین اولیه زندگی شکل می‌گیرند و به ندریج حالت غریزی پیدا می‌کنند. شکستن این الگوها و قواعد در مراحل بعدی زندگی بسیار دشوار می‌شود.
کاریقواعد و رفتارهای محیط کار از طریق این نوع شرطی شدن در ما نهادینه می‌شوند و کم کم ترجیح می‌دهیم رویه‌های جاری را بپذیریم و از چالش با کسانی که در مسند قدرت هستند اجتناب کنیم.

ما شرطی شده‌ایم که در مورد غیرمحتمل‌ها فکر نکنیم.

به عنوان مثال، بسیاری از افراد از ترس احمق به نظر رسیدن ترجیح می‌دهند در مورد مساله‌ای که از آن سر در نمی‌آورند سوال نکنند. دیوار شیشه‌ای شرطی شدن را بشکنید تا بتوانید قفل خلاقیت را بگشایید و خویشتن خلاق خود را پیدا کنید.

به دنبال روش های جدید انجام کار باشید و همواره سعی کنید اثربخشی فردی و سازمانی خود را افزایش دهید.

کارهایی که باید انجام دهید

۱- چیزی که مایل به تغییر آن هستید را مشخص کنید.

۲- تغییر مورد نظر فکر کنید و ببینید چه چیزهایی مانع ایجاد آن می شود.

۳- در مورد اقداماتی که می توانید انجام دهید تصمیم بگیرید و سپس آنها را انجام دهید.

کلید فرآیند تفکر خلاق

در بخش قبل گفتیم فردی که بتواند خارج از حد و مرز تجربیات خود عمل کند و به دنبال راه‌های تازه‌ای برای حل مشکلات باشد در بلند مدت موفق تر خواهد بود.

مثالی نیز در این مورد زدیم. اما این یک تجویزکلی است مثل اینکه شما بیمار باشید و کسی به شما بگوید که فلان دارو را باید بخورید و مدام این جمله را تکرار کند اما مقدار خوردن این دارو، تعداد آن و نحوه خوردن آن را برای شما بازگو نکند.

برای ایجاد خلاقیت پایدار در شما ابتدا باید درکی از فرآیند تفکر خود پیدا کنید. تحقیقات نشان می‌دهد که پردازش اطلاعات توسط نیمکره چپ و راست مغز با یکدیگر متفاوت است و سبک معمول و طبیعی تفکر شما بستگی به آن دارد که تمایل دارید توسط کدام یک از دو نیمه مغز هدایت شوید. سعی کنید بفهمید که آیا ذاتاً یک فرد خلاق هستید یا خیر.

ببینید به طور طبیعی تحت تاثیر کدام یک از دو نیمکره مغز خود قرار دارید.

نیمکره چپ مغز اطلاعات را به صورت منطقی پردازش می‌کند در حالی که نیمکره راست بر بخش خلاق و شهودی شخصیت شما تمرکز دارد. اکثر افراد تحت سلطه یکی از این دو نیمکره قرار دارند و از سبک تفکر مخصوص به خود برخوردارند. برخی از آنها می‌توانند خود را با هر دو حالت وفق دهند. اگر چه افرادی که تحت سلطه نیمکره راست مغز قرار دارند ذاتا خلاق هستند، اما این بدان معنا نیست که افرادی که تحت سلطه نیمکره چپ هستند نمی‌توانند خلاق باشند.

افرادی که تحت تاثیر نیمکره راست مغز خود هستند دوست ندارند صرفاً کاری را مطابق دستورالعمل انجام دهند، بلکه مایلند علت انجام آن را نیز بدارند.

این افراد دوست دارند آنچه از آنها انتظار می‌رود را ببینند، بشنوند و احساس کنند. آن‌ها به احساس خود اعتماد دارند و به صورت شهودی به سوالات پاسخ می‌دهند. ببینید آیا شما هم جزو این افراد هستید یا خیر.

اشخاصی که بیشتر تحت تاثیر نیمکره چپ مغز هستند مشکلات را به شکلی منطقی حل می‌کنند. آن‌ها در تدوین استراتژی مهارت دارند و مایلند بر اساس واقعیت‌ها تصمیم‌گیری کنند. این افراد در صحبت کردن مهارت دارند، به خوبی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند، و در عین تبعیت از قوانین و مقررات، سازگار و انعطاف پذیر هستند.

برای خلاقیت بیشتر لازم است از واکنش‌های معمول خود نسبت به موقعیت ها و مسائل مختلف آگاه باشید. به الگوهای رفتاری و شیوه‌های تفکر خود توجه کنید.

افراد در موقعیت‌های مختلف به شیوه‌های مختلف واکنش نشان می‌دهند. به همین خاطر تعمیم مطالب در مورد فرایندهای فکری آنها کار دشواری است.

به عنوان مثال، یک مدیر ممکن است متوجه شود شیوه کار کردن او در محل کار بسیار منظم و ساختارمند، اما در منزل بسیار آشفته و بی‌نظم است.

به نحوه واکنش خود در برابر برخی سناریوهای مشخص دقت کنید تا بتوانید به تدریج شیوه تفکر خود را تغییر دهید.

از خود بپرسید:

چه چیزی مانع خلاقیت من می‌شود؟ ممکن است به این نتیجه برسید که مثلاً همیشه آن قدر گرفتار بوده‌اید که هرگز فرصت خلاقانه فکر کردن را پیدا نکرده‌اید.

مدیر تلاش می‌کند در آن واحد چند کار را با هم انجام دهد سعی کنید یک روش ابتکاری برای افزایش کارایی خود پیدا کنید

سوال‌هایی که باید از خود بپرسید

اگر شخصی راه تازه‌ای را برای انجام یک کار پیشنهاد کند، آیا از آن استقبال می‌کنم یا فکر ایجاد تغییر در روش انجام کار موجب اضطراب و نگرانی من می‌شود؟
آیا میل دارم کارهای روزمره را دقیقا تکرار کنم یا انسان انعطاف‌پذیری هستم؟
آیا دیدگاه من نسبت به دیگران بیش از اندازه انتقادی است؟
آیا می‌توانم مشکلات را با دیدکلی بررسی کنم یا خود را درگیر جزئیات می‌کنم؟
تفکر خلاق یعنی در کنار هم قراردادن ایده‌های غیر مرتبط یا پیداکردن راهی تازه برای انجام کارهای مختلف. مثلاً شوخ طبعی مثال مناسبی برای فرایند تفکر خلاق است. قالب اصلی یک لطیفه معمولاً شکل منطقی دارد و طی آن یک موقعیت روزمره و عادی به تصویر کشیده می‌شود. به عنوان شنونده شما متوجه سناریو می‌شوید و فکر می‌کنید روند پیشرفت داستان را می‌دانید. سپس، نکته اصلی لطیفه باعث می‌شود که تمام پیش انگاشته‌های شما از بین برود. شما ناگهان با یک خلاقیت غیرمنتظره روبرو می‌شوید و این باعث خنده شما می‌گردد.
مثال:
بیمار: آقای دکتر! انگشتم هنوز به شدت درد می‌کند. دکتر: مگر نسخه دیروز را نپیچیدی؟ بیمار: چرا پیچیدم دور انگشتم ولی اثر نداشت؟ معلم: با فرهاد، سعید و امیر جمله بساز. مهرداد: فرهاد با سعید به پارک رفتند. معلم: پس امیر کجاست؟ مهرداد: امیر خواب موند، نیومد!

پیش فرض خود را کنار بگذارید و خلاقانه فکر کنید.
شیوه فائق آمدن بر فرایندهای معمول فکری و تمایل به انجام کارها به روش های متداول و همیشگی را یاد بگیرید تا بتوانید راه حل‌های تازه‌ای پیدا کنید. مشخص کنید که به طور معمول چطور با یک موقعیت دشوار کنار می‌آیید و سپس یک روش متفاوت را برای رویارو شدن با آن اتخاذ کنید. به عنوان مثال، ممکن است با یک ضرب الاجل به ظاهر غیرممکن روبه رو شوید. به جای آن که تصمیم بگیرید برای به پایان رساندن پروژه تا دیر وقت کار کنید، به امکان تغییر و اصلاح برنامه زمان‌بندی بیندیشید. توجه داشته باشید که تغییر روش چه فرصت‌های تازه‌ای را پیش روی شما قرار می‌دهد.
مثال:
خانم سعیدی مدیرفروش یک شرکت نرم افزاری بود. او در کارش مهارت داشت اما از انجام مذاکرات رودر رو دچار اضطراب می‌شد. خانم سعیدی در این خصوص با رییسش صحبت کرد. رییس به او پیشنهاد کرد به جای این که جلسه مذاکره را نوعی رویارویی با مشتریان در نظر بگیرد. به آن به دید فرصتی برای توسعه روابط با آنها و تامین نیازهای طرفین بنگرد. دفعه بعد که خانم سعیدی برای یک جلسه مذاکره آماده می‌شد سعی کرد آنچه در طول بحث و گفت و گو درصدد رسیدن به آن است و آنچه طرف مقابل درصدد کسب آن است را پیش روی خود مجسم کند. با نگاه به موقعیت‌ها از یک زاویه جدید، او توانست راه‌های بالقوه تازه‌ای برای منتفع شدن طرفین اندیشه کند. او در مورد راه‌های ارتباط مداوم با مشتریان فکر کرد و به تدریج تمایلش به حضور در جلسات مذاکره بیشتر شد.

پرورش خلاقیت
شاید فکر کنید که مطالبی که تا اینجا گفتیم برای شما کاربردی نداشته است اما باید کمی صبور باشید و اجازه بدهید شناخت نسبی نسبت به خود پیدا کنید تا با هم شما را به فردی خارق العاده و خلاق تبدیل کنیم. انسان‌ها ذاتاً میل دارند که راه‌های سریع و ساده‌ای برای حل مشکلات خود پیدا کنند. در اغلب موارد می‌دانیم که چه پاسخی می‌خواهیم و مطمئن هستیم که واقعیت‌ها، راه‌حل‌های انتخابی ما را تأیید می‌کنند. اما واقعیت این است که برخی موقعیت‌ها به استفاده از روشی متفاوت و ابتکاری نیاز دارند. در خلاقیت تأکید بر تولید هر چه بیشتر ایده‌های مختلف و ایجاد فرصت‌های تازه برای یافتن مناسب‌ترین راه حل است. فرصتی را به تفکر خلاق اختصاص دهید، به تصویر بزرگ بیندیشید، و از نتیجه‌گیری آنی اجتناب کنید. گاهی ممکن است اعتراض کنید و بگویید من اینقدر سرم شلوغ است که زمانی برای تفکر و فوران خلاقیت خود ندارم، اما محکم و با قدرت به شما می‌گویم که اشتباه می‌کنید، بس کنید این بهانه‌های بیهوده را و اجازه بدهید جریانی از خلاقیت و موفقیت در شما جاری شود. از زمان‌های مرده استفاده کنید، مثلاً در طی مسیر رفت و آمد به محل کار و یا زمان‌های دیگر اینگونه را در طول روز شناسایی کنید. حتی می‌توانید در هفته دو یا سه روز در پارک اطراف محل کار یا زندگی خود زمان کوتاهی قدم بزنید و به روش‌های متفاوت و ابتکاری برای بهبود روند کاری خود فکر کنید.
قبل از تصمیم‌‌گیری تا آنجا که ممکن است به تولید و بررسی ایده‌های مختلف بپردازید.
یک مانع بزرگ در برابر تفکر خلاق تمایل به یافتن راه‌حل‌های آنی برای مسائل و مشکلات است. اگر چه ممکن است این مساله در کوتاه مدت به شما کمک کند، اما در بلند مدت عملکرد خوبی نخواهید داشت. ببینید در حال حاضر به چه شکل از وقت خود استفاده می‌کنید و سپس به تدریج فرصت بیشتری را برای خلاق‌تر شدن اختصاص دهید. از نظر ژاپنی‌ها زمان مدیریتی به چهاردسته تقسیم می‌شود: ۱- زمان عملیاتی (زمان برای اصلاح اشتباهات دیروز) ۲- زمان استراتژیک (زمان لازم برای برنامه‌ریزی آینده) ۳- زمان نوآوری (زمان لازم برای افزایش رقابت در آینده) ۴- زمان کایزن (زمان لازم برای بهسازی مستمر که تضمین می‌کند آینده در دست ما است)

ژاپنی‌ها معتقدند مدیران ارشد نباید بیش از ۲۵ درصد وقت خود را صرف مسایل عملیاتی کنند. ۷۵ درصد باقیمانده باید به سه دسته دیگر از فعالیت‌ها اختصاص یابد. هر چقدر مدیران ارشد زمان بیشتری را به مسائل عملیاتی اختصاص دهند فرصت کمتری برای خلاقیت و انجام کارهای ابتکاری خواهند داشت و این مساله بیانگر برنامه‌ریزی ضعیف آن‌ها است. شیوه‌های ممکن برای تجدید نظر در تنظیم زمان خود را ارزیابی کنید. به خاطر داشته باشید که تنها راه موفق شدن در مدیریت زمان این است که برنامه‌های زمان‌بندی را به شکلی واقع‌بینانه تعیین و سپس به دقت آن‌ها را رعایت کنید.

تجزیه و تحلیل زمان
ببینید در حال حاضر چگونه از وقت خود استفاده می‌کنید و در چه مواردی امکان بهسازی وجود دارد. قبل از هر چیز، کارهایی که معمولاً در طول هفته انجام می‌دهید را در یک سررسید یادداشت کنید. وقت خود را به چهارقسمت تقسیم کنید: عملیاتی(کارهای پروژه‌ای) استراتژیک (برنامه‌ریزی برای آینده) نوآوری (یافتن روش‌های تازه) و کایزن (بهسازی مستمر). سپس یافته‌های خود را مجدداً بررسی کنید. احتمالاً متوجه خواهید شد که بخش قابل توجهی از زمان خود را صرف مسائل عملیاتی می‌کنید. سعی کنید زمان نوآوری یا زمان خلاق خود را افزایش دهید. برای این منظور می‌توانید آن دسته از فعالیت‌های عملیاتی که قابل کاهش هستند را مشخص کنید تا فرصت بیشتری برای خلاقیت و نوآوری داشته باشید. به عنوان مثال، می‌توانید بخش عمده‌ای از کارها را به دیگران محول کنید.
برای افزایش توانایی خود اکیداً مطالعه دوره مدیریت زمان را پیشنهاد می‌کنم.
گاهی اوقات علی رغم داشتن ایده‌های نو و ابتکاری تمایلی به مطرح کردن آن‌ها نداریم، چرا که ممکن است رویه‌هایی ایجاد کنند که خارج از جعبه باورهای معمول و پذیرفته شده باشند. ممکن است دوست نداشته باشید چیزی بگویید که از نظر دیگران چالش برانگیز باشد و بخواهند با آن به مخالفت بپردازند. خلاق بودن فقط به معنی ارائه ایده‌های تازه نیست. یک فرد خلاق باید تمایل به چالش با سنت‌ها و باورهای قراردادی و متداول را نیز داشته باشد. توجه داشته باشید که کلیه راه‌حل‌های ابتکاری ماهیتاً با تغییر همراهند و تغییر نیز به نوبه خود مستلزم داشتن شجاعت کافی برای چالش با وضعیت موجود است.

در گذشته خیلی‌ها تصور این را هم نمی‌کردند که بتوان از مکانی که در آن زندگی می‌کنیم حتی تصویری بدست آورد. اما این فکر روزی به واقعیت پیوست. این موفقیت بدست آمد چون عده‌ای شهامت باور کردن این ایده را داشتند و در جهت تحقق بخشیدن به آن تلاش کردند.

کارهایی که باید انجام دهید:
۱- ببینید چطور می‌توانید مقدار زمانی که صرف نوآوری می‌شود را افزایش دهید. ۲- در رویه‌های کاری تجدیدنظر کنید و به دنبال بهسازی آن‌ها باشید. ۳- برای یافتن راه‌حل‌های بدیع و خلاقانه به اندازه کافی وقت بگذارید.


اکثر افراد به صورت طبیعی با ایده‌ای که از نظرشان به نفع آن‌ها نیست مخالفت می‌کنند؛ اما نباید فراموش کرد مخالفت یک نفر با یک ایده جدید بدان معنا نیست که دیگران نیز حق منتفع شدن از آن را ندارند. به عنوان مثال، اگر تصمیم بگیرید که در سازمان خود نوآوری فنی نداشته باشید این تصمیم شما موجب نمی‌شود که رقیبتان هم این کار را نکند. به یاد داشته باشید کسانی که توانایی تغییر ندارند از غافله عقب می‌مانند.

خلاق بودن به معنای استفاده از روش‌های تازه برای حل مشکلات است. البته ضرورتی ندارد که همیشه این کار را انجام دهید. به عنوان مثال، زمانی که راه حل مشکل کاملاً روشن و مشخص است، انجام این کار هیچ ضرورتی ندارد و صرفاً موجب اتلاف وقت می‌شود. مثلا زمانی که باتری تمام می‌شود باید آن را عوض کنید. اما زمانی که مشکل شامل تعدادی موقعیت‌های بالقوه است، باید ایده‌های بدیع را خلق و در مورد آن‌ها با دیگران بحث و گفتگو کنید، مثلاً هنگامی که فروش یک کالایی پایین است، شاید بتوان با بسته‌بندی خلاقانه‌تر و یا پیشنهاد فروشی بهتر و یا… مشکلات را از سر راه برداشت.

وقتی ایده‌ای تازه را مطرح می‌کنید این احتمال وجود دارد که دیگران شما را مورد تمسخر قرار دهند. هیچ کس دوست ندارد نزد همکاران و همتایان خود احمق جلوه کند. این ترس درونی معمولاً افراد را از ابراز نظر باز می‌دارد.اجازه ندهید ترس از تمسخر دیگران شما را دچار وحشت کند. اعتماد به نفس داشته باشید و ایده‌هایتان را به راحتی بیان کنید. تغییر یکی از معدود عوامل ثابت در زندگی است. برخی افراد با آن مبارزه، و برخی دیگر با آغوش باز از آن استقبال می‌کنند. عده‌ای هم صرفاً به انتظار می‌نشینند و نظاره‌گر هستند. اما در این میان، هیچ کس توان اجتناب از تغییر را ندارد. سعی کنید یک فرایند معین را برای حرکت از رفتارهای کنونی به رفتارهای جدید دنبال کنید. به عنوان مثال، از نظر برخی افراد اضافه وزن یک مشکل در سبک زندگی است. تغییر این شرایط مستلزم رعایت یک سری دستورالعمل‌ها (رژیم غذایی) و کنترل منظم وزن است تا از این طریق بتوانند عادات غذایی خود را عوض کنند. یا مثلاً شما اغلب اوقات در جوابگویی فوری به تلفن‌ها و یا امضا کردن نامه‌ها تعلل می‌کنید.
ببینید چه تغییراتی باید در روش خود به وجود آورید و از کجا باید شروع کنید.
برای افزایش خلاقیت و نوآوری لازم است ابتدا نحوه بهره‌برداری از منابع خلاق ذهن خود را یاد بگیرید. آن قدر روی تغییر روش طبیعی خود در برخورد با مشکلات تمرین کنید تا به تدریج روش جدید در شما نهادینه شود. برای این منظور باید وقت بگذارید و ذهن خود را تمرین دهید. توجه کنید که ارزش‌ها و باورهای شما نقش مهمی در شیوه انجام کارها دارند. این ارزش‌ها و باورها نیز به نوبه خود بر اساس شخصیت شما و نوع فرهنگی که در آن رشد کرده‌اید شکل می‌گیرند. به عنوان مثال، یک فرد منظم در برابر تغییراتی که خلاف میل طبیعی وی به وجود نظم باشند از خود مقاومت نشان می‌دهد، و فردی که طرفدار یک زندگی راحت و بی‌تکلف است با هر تغییری که موجب تحمیل نظم بر وی شود مخالفت می‌کند. توجه داشته باشید که انطباق رفتار شما نیازمند ممارست است و باید آن قدر این کار را انجام دهید تا به تدریج تغییر روش به یک نیروی محرک طبیعی تبدیل شود.

تمرین دادن ذهن
برای پرورش توان بالقوه خلاقیت لازم است ذهن خود را آزاد بگذارید. مثلاً مادربزرگ پیر خود را در نظر آورید که به زندگی نشستنی عادت دارد و تصمیم می‌گیرد قبل از تعطیلات کمی پیاده‌روی برود تا از قبل خود را برای رفتن به سفر آماده کند، شما نیز قبل از پرورش توان بالقوه خلاقیت، ذهنتان را تعلیم بدهید تا آمادگی لازم را پیدا کند. به عنوان مثال، تصور کنید که سال آینده می‌خواهید در چه موقعیتی قرار داشته باشید و چه دوره‌هایی را با موفقیت پشت سر بگذارید. روی این تصویر ذهنی متمرکز شوید تا بتوانید آن را لمس کنید، بشنوید، و احساس کنید. سپس، برنامه‌ای تدوین کنید که شما را در رسیدن به این هدف یاری کند.
با انجام تمرین‌های خلاقیت می توانید موانع تحمیل شده بر ذهن را از بین ببرید.

تمرین

تمرین روی سبک‌های مختلف تفکر
سبک تفکراقدامات لازم
توجه به موقعیت‌های مختلفبه کارهایی که از روی عادت انجام می‌دهید (مثلاً رفتن به کنار دریا در تعطیلات) فکر کنید. فهرستی از سایر کارهایی که می‌توان در تعطیلات انجام داد تهیه کنید. سپس، ببینید معمولاً در تعطیلات به دنبال چه چیزی هستید و آیا در فهرست تهیه شده کار دیگری هست که بتواند این خواسته را برآورده کند و قبلاً به آن فکر نکرده باشید؟
جستجوی جایگزینیک شی یا ایده‌ای که مایل به بررسی و ارزیابی آن هستید را انتخاب کنید. به عنوان مثال، به یک ماژیک وایت بورد فکر کنید و ببینید چه استفاده هایی دارد. فهرستی از موارد کاربرد آن تهیه کنید. سپس، ایده‌های خود را مجدداً بررسی کنید و ببینید آیا می‌توانید استفاده جالب دیگری از آن داشته باشید یا خیر.
ایجاد ارتباطمحصول یا ایده‌ای را انتخاب کنید و ببینید چند موقعیت مختلف را می‌توانید با آنها ارتباط دهید. به عنوان مثال، در مورد استفاده‌های احتمالی بادبان قایق فکر کنید. وقتی ایده‌هایتان ته کشید، مجدداً رابطه‌ها را بررسی کنید و ببینید چه ایده‌های دیگری به ذهنتان خطور می‌کند.

تحریک خلاقیت
روش ها متفاوتی وجود دارند که با کمک آن‌ها می‌توانید جریان خلاقیت درونی خود را تحریک کنید اگر چه نحوه استفاده از این ابزارها به ظاهر ساده است اما آن‌ها در عمل بسیار مفید و مؤثر واقع می‌شوند. بکوشید با ابزارهای مختلف خلاقیت آشنا شوید و به تدریج نحوه استفاده از آن‌ها را یاد بگیرید.
به جای پیش‌بینی پاسخ‌ها فکر خود را روی سوالات متمرکز کنید.
در اغلب موقعیت‌ها واکنش ما در برابر مشکلات شکل غریزی دارد. گاه حتی در مورد نتایج مورد انتظار هم فکر نمی‌کنیم و به همین خاطر آنچه در نهایت بدست می‌آوریم نظر ما را تأمین نمی‌کند. یک روش مفید برای رسیدگی به مشکلات این است که قبل از شروع فرایند حل مشکل، نتیجه را به دقت مشخص کنیم و سپس با به کارگیری قوه خلاقیت خود در جهت رسیدن به آن گام برداریم. در این صورت، همواره مبنایی برای مقایسه و ارزیابی ایده‌‌های خود در اختیار خواهیم داشت. به عنوان مثال، اگر نتیجه مطلوب بدست آوردن یک مشتری جدید است باید همیشه انرژی های خلاق خود را در جهت دستیابی به این هدف متمرکز کنیم.
یک مثال:
آقای دریانی مدیر یک سوپر مارکت بزرگ بود. اگر چه تحویل کالا به انبار هفته‌ای سه بار انجام می‌شد، اما مشکل افزایش تعداد کامیون‌های تحویل جنس که به طور هم زمان به انبار فروشگاه می‌رسیدند به تدریج بیشتر و بیشتر می‌شد. تحویل کالا با ازدحام زیاد کامیون‌ها همراه بود و رانندگان را از معطلی در صف تحویل کالا ابراز نارضایتی می‌کردند. کارکنان فروشگاه نیز از روبه رو شدن با حجم انبوه کالاهای وارده دچار مشکل شده بودند. آقای دریانی فکر کرد شاید با افزایش تعداد روزهای تحویل کالا بتواند از ازدحام کامیون‌ها بکاهد و این مشکل را حل کند. اما بعد متوجه شد که این کار باعث ایجاد اشکال در فرایند کنترل انبار می‌شود. وقتی آقای دریانی به این نتیجه رسید که نمی‌تواند از طریق افزایش تعداد روزهای تحویل کالا مشکل ازدحام کامیون‌ها را حل کند تصمیم گرفت یک فهرست نوبت کار تهیه کند تا کامیون‌ها بتوانند در زمان‌های معین به نوبت کالای خود را تحویل دهند. به این ترتیب آقای دریانی توانست با روشن کردن خواسته خود مشکل مورد نظر را بدون ایجاد هرگونه تغییرات نامطلوب حل کند.
در مثال فوق، یک مدیر با مشکل روبه رو می شود. اگر چه ابتدا یک راه حل فوری به ذهن او می رسد. اما بعد متوجه می‌شود که این راه حل ممکن است مشکلات دیگری را به همراه داشته باشد. در نهایت، او با روشن کردن اهداف خود موفق می‌شود راه حل بکری را برای حل مشکل مورد نظر پیدا کند.
برخی فعالیت‌های جسمانی می‌توانند شرایط مناسب را برای تحریک خلاقیت شما فراهم کنند. این بدان علت است که هنگام انجام این فعالیت‌ها حواس حرکتی شما درگیر فراهم کردن مقدمات لازم برای کارکرد اثربخش بدن می‌شود و در نتیجه بخش خلاق ذهن برای یافتن ایده‌های تازه آزاد می‌گردد. ورزش مورد علاقه خود را انتخاب کنید و به طور منظم بخشی از اوقات خود را به آن اختصاص دهید. از این فرصت برای فکر کردن استفاده کنید.

این موضوع را هم در ادامه بخوانید:  اگر این ده ویژگی را دارید کارآفرین موفقی هستید

زمانی که بدن به صورت تکراری درگیر انجام یک فعالیت جسمی(مانند شنا کردن یا دویدن) است ذهن شما برای بررسی مسائل پیچیده آزاد می‌شود و بهتر می توانید به راه‌حل‌های ابتکاری برسید.


نقشه ذهنی

نقشه ذهنی فرایندی است که شما را در تغییر نوع نگاه به مشکلات پیچیده کمک می‌کند. هنگام برخورد با یک مشکل می‌توانید ابتدا آن را در قالب یک مدل بریزید تا بتوانید به شکلی تازه به آن نگاه کنید. به عنوان مثال، می‌توانید به شکل یک درخت مشکل خود را فرض کنید و سپس بخش‌های اصلی مشکل را کنار شاخه‌های اصلی، و ابعاد کم اهمیت‌تر را در کنار شاخه‌های فرعی بنویسید. پس از آن که به این صورت مشکل را تجزیه کردید می‌توانید از خلاقیت خود برای حل و فصل هر یک از ابعاد مختلف آن استفاده کنید و دیگر مجبور نیستید با یک مشکل بزرگ و غیرقابل کنترل دست و پنجه نرم کنید.

تغییر دیدگاه (اضافه کردن شرط)
با اضافه کردن یک شرط به «صورت مساله» مشکل خود و تحمیل این شرط خارجی به آن، می‌توانید نوع دیدگاه خود به آن مشکل را تغییر دهید. به عنوان مثال، فرض کنید می‌خواهید یک منزل جدید بخرید در حالی که بودجه لازم برای این کار را ندارید. در چنین شرایطی به جای آن که از خود بپرسید «چطور پولش را جور کنم؟» از خود سوال کنید که «چطور می‌توانم بدون صرف هزینه‌های اضافی منزلم را عوض کنم؟». به این ترتیب ممکن است به راه‌حل‌هایی مانند رهن دادن منزل فعلی و رهن یک منزل جدید برسید که قبلاً هیچ توجهی به آن‌ها نداشتید.
تشخیص مساله
اگر مشکل را درست تشخیص ندهید، انتخاب یک راه‌حل خوب صرفاً مشکلات شما را بیشتر خواهد کرد. گاهی آن قدر درگیر یک مشکل می‌شویم که مساله اصلی را به کلی از یاد می‌بریم. فرایند «چند چرا» شما را در شناسایی ریشه مشکلات کمک می‌کند. هنگام رویارویی با یک وضعیت دشوار از خود سوال کنید که چرا وجود این وضعیت یک مشکل محسوب می‌شود. هر بار که به این سوال پاسخ می‌دهید مجدداً بپرسید «چرا؟» و این کار را پنج بار تکرار کنید.

با کمک این فرایند می توانید استدلال‌های عمیق‌تری را در ورای آنچه از نظر شما مشکل محسوب می‌شود کشف کنید. علاوه بر این، فرایند مذکور شما را وادار می‌کند که فرضیات خود را ارزیابی، و خلأهای موجود در افکار خود را مشخص کنید. سعی کنید بینش تازه‌ای نسبت به مشکلات به ظاهر لاینحل پیدا کنید.

تغییر شیوه تفکر
خلاق بودن مستلزم ایجاد تغییر در شیوه تفکر است. یاد بگیرید که پیش فرض‌های خود را رها کنید. روش‌های مختلف برنامه ریزی مجدد ذهن را یاد بگیرید تا بتوانید به شکلی نو و متفاوت به مسائل نگاه کنید.
به جای پذیرش بی‌چون و چرای ایده‌های فوری سعی کنید آن‌ها را زیر سوال ببرید و به چالش بکشید.
به خود بگویید که باید کارها را به شکلی متفاوت انجام دهم. این یک روش ساده برای بهینه‌سازی اثربخشی فردی است. به روش‌های معمول خود برای انجام امور مختلف (مثلاً کارهای روزمره، نحوه رفتن به سرکار، شیوه معمول انجام کارهای اداری، روش‌های متداول حل مشکل، یا سبک مدیریت روابط) دقت کنید. این الگوها را به شکلی خلاق تجزیه و تحلیل، و در مورد نحوه تغییر آنها فکر کنید.
تمرین:
۱- فهرستی از مهم‌ترین کارهای روزمره خود تهیه و سپس آن را بازنگری کنید. ۲- ببینید آیا این کارها نیازهای جاری شما را تأمین می‌کنند یا خیر. ۳- در صورت لزوم آن‌ها را به شکلی سازنده تغییردهید.
گاهی اوقات ذهن منجمد می‌شود و نمی‌توانید راه حلی برای مشکل خود پیدا کنید. ذهن را از مشکل رها کنید و اجازه بدهید ذهن ناخودآگاه شما فارغ از آشفتگی‌های ناشی از تلاش برای یافتن راه حل مناسب، روی موضوع کار کند. با کارهایی مانند سر زدن به همکاران، نوشیدن یک چای، نگاه کردن از پنجره به بیرون می‌توانید ذهنتان را به موضوع دیگری معطوف کنید. ببینید چه روشی بیش از همه در مورد شما موثر است، همان را انتخاب کنید.

از نظر خیلی‌ها تصاویر بصری در مقایسه با واژه‌ها محرک‌های قوی‌تری برای خلاقیت هستند. بعضی‌ها نیز با ترسیم طرح کلی ایده‌های خود بر روی کاغذ و نظرخواهی از مخاطبان راحت‌تر می‌توانند نظراتشان را بیان کنند. نقاشی کردن موجب آزاد شدن ذهن می‌شود و به این ترتیب خلاقیت آن را به هنگام فکر کردن افزایش می‌دهد. یک برگ کاغذ بردارید و راه حل مشکل مورد نظرتان را روی آن رسم کنید. آن را به دیگران نشان دهید و نظر آنها را نیز جویا شوید. با کمک بازخوردهای دریافتی می‌توانید به ایده‌های خود شکل بدهید.

برای استفاده از این روش ابتدا یک موقعیت فرضی منفی را در نظر بگیرید و سپس برای رهایی از آن تلاش کنید. به عنوان مثال، فرض کنید که رقیب شما قیمت‌هایش را به نصف تقلیل داده است. پس از طراحی این سناریوی منفی تا می‌توانید به ایده‌های مختلف ممکن در جهت مقابله با این شرایط فکر کنید. برای تعیین نحوه غلبه بر این مشکل از نیروی خلاقیت خود استفاده کنید.
سوال‌هایی که باید از خود بپرسید:
آیا می‌توانم این کار را به شیوه دیگری انجام دهم؟
چه راه‌هایی برای بهبود این فرایند وجود دارد؟
آخرین دفعه‌ای که یک تغییر مهم ایجاد کردم چه زمانی بود؟
آیا از ایده‌های تازه واهمه دارم؟
آیا از انجام کارهای روزمره خود رضایت خاطر دارم؟
آیا مایل به ایجاد تغییر هستم؟

تجسم نتایج
برای رویارویی با مشکلات نامحدود ابتدا باید سعی کنیم به مانند روش زیر یک بیانیه بنویسیم. با بیان مجدد یک مشکل می‌توانید از زاویه‌ای متفاوت به آن نگاه کنید و راه‌حل‌های بکری به دست آورید.

پس از آماده کردن بیانیه مشکل، نتیجه مورد انتظار را پیش خود تصور کنید. تجسم هدف به شما کمک می‌کند که خواسته‌های خود را از طریق فرایند تفکر خلاق شفاف کنید و به قضاوت در مورد ایده‌های تولید شده بپردازید. تصور کنید که واقعاً به هدف خود رسیده‌اید. به احساس خود فکر کنید:

رضایت‌مندی، آسودگی خاطر، یا باز هم عدم اطمینان؟

پاسخ شما نشان می‌دهد که آیا واقعاً خواستار رسیدن به نتیجه مورد نظر هستید یا خیر. در عین حال، با توجه به این پاسخ می‌توانید هدف خود را به هدفی نیرومند تبدیل کنید. به این فکر کند که نتیجه مورد انتظار چگونه با دیگر اهداف شما همخوانی دارد و آیا با مسیر زندگی شما منطبق هست یا خیر. پس از مشخص شدن نتیجه مطلوب باید ابزار مناسب خلاقیت را انتخاب کنید تا به کمک آن بتوانید به نتیجه مورد نظر دست یابید. انتخاب ابزار مناسب نقش بسزایی در خلاقیت شما در فروش و پشت سر گذاشتن مشکلات دارد. گاهی اوقات لازم است ترکیبی از ابزارهای مختلف را به کار بگیرید. به عنوان مثال، ممکن است برای افزایش تعداد نمایندگان فروش از «نقشه ذهنی» و سپس برای تولید ایده‌های جدید از روش تحمیل «شرط منفی» استفاده کنید. پس از رسیدن به ایده‌های مختلف می‌توانید از طریق تفکر منطقی به تجزیه و تحلیل آن‌ها بپردازید.

انتخاب ابزار مناسب برای حل مشکل
ابزارنوع مشکلکاربرد
نقشه ذهنیمناسب برای حل مشکلاتی که ابعاد مختلفی دارند (مانند خرید کالای مورد نیاز تولید)چارچوبی برای تقسیم یک موقعیت پیچیده به بخش‌های کوچک تر و استفاده از فرایند تفکر خلاق به وجود می‌آورد.
استفاده از شرط منفیمناسب برای مشکلاتی که حل آنها مستلزم خلق ایده های بکر است.زاویه دید شما را تغییر می‌دهد و از طریق تصور یک سناریوی منفی به شما کمک می‌کند به ایده‌های تازه‌ای در مورد موضوع برسید.
فعالیت جسمانیمناسب برای مشکلاتی مانند اعلام یک خبر ناگوار که حل آنها نیازمند تفکر همراه با آرامش است.ذهن را برای مرور مشکل از ارتفاع نزدیک آزاد می‌کند.
شرط تحمیلیبرای یافتن یک روش جدید مناسب است.شکل مشکل را تغییر می‌دهد. دیدگاه تازه‌ای ایجاد می‌کند و امکان ارزیابی ایده‌های جدید را به وجود می‌آورد.
پنج «چرا؟»مناسب برای حل و فصل مشکلاتی که دارای زوایای پنهان هستند.شما را در نفوذ به عمق موقعیت، یافتن مشکل واقعی، تشخیص مسائل، و یافتن راه‌حل‌های بکر کمک می‌کند.
تغییر نحوه انجام کارهادر مواقعی مناسب است که به دنبال بهسازی هستید.شما را در بهبود اثربخشی فردی و متمرکز کردن ذهن بر شیوه‌های دیگر برای انجام امور یاری می‌کند.
تجسم نتایجزمانی مناسب است که می‌خواهید روی نتایج مورد نظر متمرکز شوید.به شما کمک می‌کند که قبل از شروع فرایند حل مشکل، نتایج را مشخص کنید.
از بین بردن انجاد ذهنیمناسب برای مشکلاتی که برای حل آنها هیچ ایده دیگری به نظرتان نمی‌رسد.وقتی فرایند تفکر مسدود با قطع شده باشد و نتوانید هیچ راه حلی برای مشکل مورد نظر پیدا کنید به شما کمک می‌کند.
نقاشی کردنبرای کسانی مناسب است که از طریق نقاشی بهتر و راحت‌تر می‌توانند نظراتشان را بیان کنند.قدرت بیان شما را افزایش می‌دهد. این ابزار برای کسانی که بصری فکر می‌کنند بسیار مفید است.

به کار گیری خلاقیت در فروش
در جلسات قبل تمامی تلاش خود را کردیم تا خلاقیت شما را به جریان انداخته و شما را با مفاهیم دنیای خلاقیت آشنا کنیم. هر یک از روش‌های نامبرده را خوب تمرین کرده و یاد بگیرید و آن‌ها را برای حل مسائل و مشکلات پیش روی خود به کار ببندید. تنها کافی است یک بار با استفاده از روش‌های گفته شده مشکلات خود را خلاقانه حل کنید، آن گاه شیرینی این خوشحالی به شما نیرو و انرژی بی‌انتهایی خواهد بخشید. وقتی ایده‌های بکر خود را تولید کردید توجه داشته باشید که آیا این ایده‌ها نیازهای شما را تأمین خواهند کرد یا خیر. در واقع سعی نکنید به زور ایده‌ای به ظاهر خلاقانه تولید کنید و خود را در مواجه با مشکلات جدیدی ببینید. قدم به قدم پیش بروید و همه جوانب را در نظر بگیرید.
به خود بقبولانید که حتماً راه بهتری هم وجود دارد و سپس برای یافتن آن تلاش کنید.
ایده‌های جدید در نتیجه احساس نیاز به تغییر شکل می‌گیرند. نیاز شما زمانی مشخص می‌شود که موقعیت کنونی خود را با یک موقعیت دیگر در کنار هم قرار می‌دهید و متوجه می‌شوید که موقعیت دیگر برای شما جذاب‌تر است. وقتی به این ترتیب نیاز خود را تشخیص دادید آن وقت در صدد یافتن راهی مناسب برای تأمین آن برمی‌آیید.
چارچوب بندی مجدد
چارچوب بندی مجدد، شیوه سودمندی برای مشخص کردن نیازها و کمک به یافتن راه حل های تازه است. به عنوان مثـال، ممکن است از فروش کنونی خود رضایت نداشته باشید. به جای آن که در فکر پیدا کـردن کارمند جدید باشید به دنبال راه‌هایی بگردید که به کمک آن‌ها بتوانید عملکرد نیروهای فعلی خود را افزایش دهید. – مثلاً اگر مسئولیت بیشتری به نیروی انسانی خود بدهید و همیشه در کنار او باشید، ممکن است او با چالش‌های بزرگتری روبه رو شود اما احساس ارزشمندی بیشتری بدست آورد. – ممکن است نیروی انسانی شما در قالب پروژه‌های گروهی موفقیت بهتری بدست آورد. – ممکن است با جابجایی ساعات کاری و یا تشکیل یک جلسه برای بهره‌وری بهتر در ساعات کاری فعلی احساس رضایت بیشتری فراهم شود. – ممکن است با مدتی در کنار نیروهای فروش خود بودن و ارائه راهنمایی به آنان بتوانید عملکرد مورد رضایت خود را بدست آورید. – و از همه مهم‌تر، با شرکت دادن نیروهای فعلی خود در دوره‌های آموزشی مؤثر، می‌توانید باعث افزایش عملکرد آنان و بهبود وضعیت فروش خود در آینده شوید.
پس از تولید ایده‌ها لازم است آنها را مورد ارزیابی قرار دهید. برای این منظور باید از فرآیند تفکر منطقی استفاده کنید. معیارهای «خواستنی» و «بایدی» را مشخص کنید. معیارهای بایدی چیزهایی هستند که حتماً باید در اثر تصمیم‌گیری شما حاصل شوند. به عنوان مثال، اگر می‌خواهید برای محصول جدید خود قیمتی انتخاب کنید، انتخاب قیمت پایه‌ای بالاتر از قیمت تولید یک معیار بایدی و کسب سود بلند مدت می‌تواند یک معیار خواستنی باشد. ایده‌های خود را با توجه به این معیارها ارزیابی کنید. باید به خاطر داشته باشید که خلاقیت تنها زمانی ارزشمند است که به عمل تبدیل شود. فرآیند تبدیل ایده‌ها به برنامه‌های واقع‌بینانه را یاد بگیرید. اطمینان حاصل کنید که می‌توانید بر پیشرفت کار نظارت کنید و همیشه خود را برای مقابله با مشکلات احتمالی آماده نگه دارید.
فراموش نکنید که اگر ایده‌ای به مورد اجرا گذاشته نشود هیچ ارزشی ندارد.
تهیه برنامه عمل
پس از پذیرفته شدن یک ایده باید یک برنامه عمل تهیه کنید. یک برنامه رسمی روش منظم و جامعی را برای عملی کردن ایده مورد نظر در اختیار شما قرار می‌دهد. همچنین به کمک آن می‌توانید ایده‌های خود را با دیگران نیز در میان بگذارید. فهرستی از اقدامات لازم برای به اجرا درآوردن ایده مورد نظر تهیه و آنها را اولویت بندی کنید. زمان لازم برای انجام هر اقدام را برآورد، و برنامه مربوط را تهیه کنید. بعد از توافق در مورد برنامه باید وظایف را مشخص کنید. اگر قرار است پروژه را به تنهایی انجام دهید حتماً توالی انجام وظایف را دنبال کنید. اما اگر قرار است وظیفه مدیریت یک گروه (مثلاً برای تولید یک محصول جدید) را عهده‌دار باشید لازم است وظیفه انجام پروژه را به اعضای گروه محول کنید. برای هدایت اعضای گروه در طول مدت پروژه از الگوی زیر استفاده کنید. این الگو می‌تواند یک الگو اولیه برای برنامه عمل شما باشد.

نظارت
پیاده‌سازی موفقیت آمیز ایده‌ها مستلزم آن است که وسیله‌ای برای مقایسه نتایج واقعی و نتایج مورد نظر اولیه داشته باشید. اهداف شما باید کاملاً روشن و قابل اندازه گیری باشند. «اهداف سخت» (مثلاً دستیابی به یک سطح فروش معین) به راحتی قابل اندازه گیری هستند، در حالی که «اهداف نرم» (مثلاً افزایش کارایی سازمان) اندکی دشوار است. هر چند که افزایش کارایی را هم می‌توان بر مبنای افزایش تولید اندازه‌گیری کرد.

همان طور که در جلسات گذشته عنوان کردیم عده‌ای از افراد ذاتاً خلاق هستند و عده‌ای نیز با استفاده از روش‌های گفته شده جریانی از خلاقیت را در وجود خود جاری ساخته‌اند، گاهی می‌توان برای حل مشکلات از افراد خلاق کمک گرفت، افرادی که به دلیل داشتن فکر باز، کنجکاوی زیاد و انرژی فراوان ذاتاً خلاق هستند. نترسید کمک گرفتن از افراد خلاق برای حل مشکلات یا به وجود آوردن یک نوآوری خودش یک خلاقیت است! تلاش کنید از این خلاقیت این افراد استفاده و آن‌ها را مدیریت کنید.

افراد خلاق را با انعطاف پذیری و فکر باز مدیریت کنید.

انتخاب فرد خلاق به عنوان مشاور باید با توجه به نوع مشکلی که با آن درگیر هستید انجام شود. اگر با افزایش تعداد مشتریان مواجه شده‌اید باید از یک فرد که دارای سابقه مدیریتی خوب و سابقه پیاده کردن ایده‌های عالی برای مدیریت مشتریان است کمک بگیرید، اگر با یک مشکل سازمانی (مثلاً پایین بودن سطح بهره‌وری) مواجه شده‌اید از مشاوری کمک بگیرید که سابقه خوبی در یافتن راه‌حل‌های خلاق برای مشکلات بهره‌وری سازمانی دارد.

بدون بررسی دقیق اید‌ها، آن‌ها را رد نکنید.

مثال:
یک فروشگاه بزرگ لباس با مشکل مواجه می‌شود. محصولات آن از مد افتاده بودند و فروشگاه وجه خود را از دست داده بود. تعداد مشتریان قدیمی به تدریج کمتر می‌شد و نتایج حاصله در پایان سال بسیار ضعیف بود. این فروشگاه برای بهبود نتایج ضعیف عملکرد خود راه‌های مختلفی از قبیل تغییر مدیریت ارشد و پیداکردن تامین کنندگان جدید را آزمایش کرد، اما هیچ یک از آن‌ها مثمر ثمر واقع نشدند. سپس تیم مدیریت تصمیم گرفت اهداف و انتظارات را به دقت شناسایی کند تا بتواند معیارهایی را برای اندازه‌گیری میزان موفقیت در اختیار داشته باشد. آن‌ها می‌خواستند نتایج را به سطح قبلی برسانند و برای رسیدن به این اهداف باید مشتریان خود را برمی‌گرداندند. آن‌ها دو تیم طراحی جدید استخدام کردند تا بتوانند محصولات جدیدتر و بهتری تولید کنند. طراحان با تغییر مدل در خط اصلی محصول توانستند فروشگاه را به سطح سودآوری قبلی برگردانند.

توجه:
افراد خلاق همیشه به دنبال راه حل های بهتر هستند. جلسات غیررسمی برای تبادل ایده های خلاق مناسب ترند. داشتن فکر باز برای پذیرش ایده ها و پیشنهادات ضروری است.

افراد خلاق معمولاً احساس می‌کنند که پرتوان و با استعداد هستند و خود را ازبقیه جدا می‌دانند. این افراد برای کارکردن اثربخش به آزادی عمل نیاز دارند. به همین خاطر، بهتر است چارچوب کاری آن‌ها را به صورت غیر رسمی در نظر بگیرید و فقط نتایج مورد انتظار را به وضوح برایشان شرح دهید و منابع لازم را در اختیارشان بگذارید. علاوه بر این، سعی کنید آن‌ها را در مهم‌ترین مراحل فرایند تصمیم‌گیری نیز مشارکت دهید. بهتر است تعدادی از کارکنان خود را نیز به جمع اضافه کنید و خود مدیریت گروه را برعهده بگیرید. هنگام مدیریت گروه‌های خلاق لازم است حتما اعضای گروه را به خوبی توجیه کنید. به افراد نشان دهید که چطور باید از ابزارهای تفکر خلاق استفاده کنند. برای کسب بهترین نتایج، تمرینات خلاقیت را به شکلی موثر هدایت کنید. به عنوان رهبر گروه باید سایر اعضا را در طول فرایند ایده‌های جدید هدایت کنید. رهبریِ «جلسات اید‌یابی» مستلزم آن است که سبکی متفاوت با سبک معمول رهبری جلسات عملیاتی اتخاذ کنید. در مورد نحوه سازماندهی جلسات خلاق و ترغیب همه افراد به مشارکت فکر کنید.

تشکیل گروه‌های خلاق
پس از مشخص شدن کسانی که ایده‌های شما بر آن‌ها تاثیرگذار خواهد بود می‌توانید نسبت به تشکیل تیم خود اقدام کنید. معمولاً حداکثر اندازه گروه برای تمرین خلاقیت بین ۷ تا ۹ نفر است. اما زمانی که تصمیم‌گیری شما بر ۱۰۰ نفر تاثیرگذار باشد انتخاب گروه اندکی دشوار می‌شود. برای حل این مشکل می‌توانید تمرین خلاقیت را با گروه‌های ۱۰ نفری در ۱۰ گروه مجزا انجام دهید. راه دیگر آن است که برای هر گروه ۱۰ نفره یک نماینده انتخاب کنید و فقط با آن‌ها جلسه بگذارید.

اطمینان حاصل کنید که ترکیب اعضای گروه شما برای حل مشکل مناسب است.

 درست همان‌طور که یک مربی بازیکنانش را راهنمایی و توجیه می‌کند شما نیز باید اعضای گروه خلاقیت را دقیقاً در مورد اهداف مورد نظر توجیه کنید.
نکات:
– فرآیند خلاقیت باید به جای ارزیابی ایده‌ها بر تولید ایده‌ها تمرکز داشته باشد.
– مسئولیت انجام کار و کسب نتایج مورد نظر با کل گروه است و رهبر فقط نقش راهنما را دارد.
– توان تفکر مشترک عده زیادی از افراد از توان چند فکر محدود بیشتر است.

خلاقیت گروهی
گاهی ممکن است ما در امور شخصی خود فردی خلاق باشیم اما در امور کاری خلاقیت‌های ما به ثمر نمی‌رسند و نمی‌توانیم به مانند زندگی شخصی خلاق باشیم، در واقع ترغیب و تشویق دیگران به تبعیت از این ایده‌ها کار دشواری است. در چند جلسه آینده به شما کمک می‌کنیم تا بتوانید ایده‌های خلاق خود را به ثمر نشانده و خلاقیت خود را به دیگران ثابت کنید و به اهداف بلند مدت و رشد و توسعه شخصی خود دست یابید. خلاقیت زمانی برانگیخته می‌شود که ایده‌ها با دیگران در میان گذاشته شوند. توجه داشته باشید که اگر افراد در تولید ایده‌ها و تصمیم‌گیری مشارکت داشته باشند انگیزه بیشتری برای اجرای آن‌ها خواهند داشت. از دیگران حمایت کنید و نحوه استفاده از تکنیک‌های تفکر خلاق را به آن‌ها نشان دهید.

مشارکت دادن دیگران
ایده‌ها چه شما آن‌ها را تولید کنید و یا اینکه از طرف همکاران و اعضای گروه شما باشد برای محقق شدن به حمایت دیگران نیاز دارند. بهترین راه کسب این حمایت این است که ایده‌های خود را با همه کسانی که تصمیمات شما بر آن‌ها تاثیرگذار خواهد بود در میان بگذارید. به جای اینکه دیگران را به پذیرش ایده‌های خود وادار کنید آن‌ها را در خلق ایده‌های جدید مشارکت دهید و برای جلب تعهد افراد نسبت به انجام اقدامات مورد نظر با آن‌ها تشریک مساعی کنید.

اگر افراد، در جستجوی ایده مناسب مشارکت داده شوند احساس تعهد بیشتری نسبت به اجرای آن خواهند داشت.

بحث و گفتگوی سازنده و هدفمند موجب توانمندسازی افراد می‌شود. هنگامی که تمامی افراد یک عقیده واحد داشته باشند ایده تازه‌ای تولید نمی‌شود. ما همواره به ایده‌های نو نیاز داریم و این ایده‌ها توسط کسانی تولید می‌شوند که آینده‌نگر هستند و از اظهارنظر واهمه‌ای ندارند. وقتی همه بر این باورند که انجام کاری غیرممکن است، بپرسید : «چرا ممکن نیست؟» از ابزارهای تفکر خلاق برای بهینه‌سازی خلاقیت در دیگران و ایجاد ساختاری برای تولید و تجزیه و تحلیل ایده‌های جدید کمک بگیرید.

نکات:
۱- اعضای گروه را به تفکر در مورد ایده‌های جدید تشویق کنید. 
۲- از آن‌ها بخواهید تا می‌توانند ایده‌های نو مطرح کنند. 
۳- برای ارزیابی ایده‌ها از آن‌ها کمک بگیرید ودر مورد اقدامات لازم به توافق برسید.

بپذیرید که هر کس به اندازه خود حرفی برای گفتن دارد.

قبل از آن که ابزارهای خلاقیت را در مورد گروهی از افراد به کار بگیرید نحوه کاربرد آن‌ها را به دقت بررسی، و با توجه به نیاز خود از بهترین ابزار مناسب استفاده کنید. اگر قبلاً از ابزار مورد نظر استفاده نکرده‌اید با کسی که تجربه بهره‌برداری از آن را داشته مشورت کنید. قبل از استفاده واقعی از ابزار مورد نظر گروه کوچکی از افراد را دور هم جمع، و کاربرد آن را تمرین کنید.

نحوه استفاده از ابزارهای خلاقیت را یاد بگیرید.

مؤثرترین شیوه بهره‌برداری از خلاقیت درونی کارمندان این است که به صورت گروهی با آن‌ها کار کنید. مشخص کنید که چه کسانی تحت تاثیر تصمیمات شما قرار خواهند گرفت. برای حداکثر بهره برداری از توان افراد آماده شوید و به تدریج تیم خود را تشکیل دهید. برای تصمیم‌گیری در مورد این که آیا یک مشکل خاص باید به صورت گروهی یا انفرادی حل شود از خود سوال کنید که «آیا برای اجرای راه حل خود به تعهد دیگران نیاز دارم یا خیر؟». اگر پاسخ مثبت بود حتماً افراد لازم را در فرآیند حل مشکل مشارکت دهید. به عنوان مثال، تصمیم‌گیری در مورد تغییر دکوراسیون محل کار بر اکثر کارکنان تاثیرگذار است و به همین خاطر آن‌ها از شما انتظار دارند که طرف مشورت قرار بگیرند. نقطه نظرات همه افراد را مد نظر قرار دهید.

این موضوع را هم در ادامه بخوانید:  پیوستن به جمع ثروتمندان

به خاطر داشته باشید که گفت و گوی باز موجب اتفاق نظر می‌شود.

تلاش کنید برای تشکیل جلسه خلاقیت فضای مطلوبی فراهم کنید. یک اتاق بزرگ با صندلی‌های راحت انتخاب کنید و خوراکی‌های سبک تدارک ببینید. اطمینان حاصل کنید که در طول جلسه هیچ مزاحمتی وجود نخواهد داشت. تلفن‌ها را نیز جمع کنید. به کارکنان خود ثابت کنید که شما در اجرای این جلسات جدی هستید و حاضرید برای بهبود و افزایش خلاقیت سازمان حداکثر انعطاف پذیری را از خود نشان دهید. در مورد اهداف جلسه نیز به دقت فکر کنید. به عنوان مثال، اگر مشکل شما رسیدگی به شکایت یکی از مشتریان است می‌توانید «یافتن راه حل برای این مشکل و حصول اطمینان از عدم تکرار آن» را به عنوان هدف جلسه انتخاب کنید.

حتماً کلیه تمهیدات لازم را به عمل آورید تا جلسه به بهترین شکل ممکن برگزار شود.

قبل از تشکیل جلسه اطلاعات لازم را در اختیار اعضای گروه قرار دهید و اطمینان حاصل کنید که آن‌ها هدف از انجام این تمرین را می‌دانند. به عنوان مثال، برای جلسه‌ای که بخاطر یافتن راه حلی برای مشکل نارضایتی مشتری بود، اطلاعاتی در مورد مشکل نارضایتی مشتری در اختیار اعضای گروه قرار دهید و به آن‌ها بگویید فرصت مطرح کردن ایده‌های خود را دارند و قبل از هرگونه اقدام عملی، کلیه ایده‌ها مورد بررسی مجدد قرار خواهند گرفت.

دستور جلسه‌ای دقیق تنظیم و قبل از تشکیل جلسه آن را برای اعضای گروه ارسال کنید تا بتوانند خود را آماده کنند. فرآیند انجام کار و هدف از تشکیل جلسه را برای آنها توضیح دهید.

نکات:
۱- در حالت ایده‌آل یک جلسه خلاق نباید بیش از یک ساعت طول بکشد. حداقل ۳۰ دقیقه از زمان جلسه باید به تولید ایده‌ها اختصاص یابد. 
۲- یک اتاق بزرگ بدون هرگونه مزاحمت احتمالی و بدون تلفن. 
۳- چیدمان U شکل صندلی‌ها و قراردادن برد یا تخته در وسط آن‌ها. 
۴- گروهی از افراد که اکثر آن‌ها از نزدیک درگیر مسئله موردنظر هستند. بهتر است دو یا سه نفر که خارج از موضوع مورد بحث هستند نیز در جلسه شرکت کنند تا تحریک‌پذیری ایده‌پردازی و ارائه نقطه نظرات متفاوت بسیار مفید است. 
۵- موضوع جلسه باید همواره روی تحته و یا جلوی چشم حاضرین باشد. اگر جلسه از مسیر اصلی خارج شد می‌توانید با اشاره به موضوع توجه افراد را به موضوع اصلی جلسه معطوف کنید.


نقش مدیر گروه این است که با اتخاذ سبک رهبری باز، جریان خلاقیت را مورد حمایت قرار دهد. این امر مستلزم ارائه چارچوبی است که افراد را از الگوهای معمول رفتاری رها کند. اعضای کم حرف گروه را به صحبت کردن تشویق و رفتارهای غیرسازنده را تضعیف کند. با جلوگیری از انتقاد بیش از حد اعضای گروه سعی کنید آن‌ها را به تبادل نظر و طرح ایده های فی‌البداهه تشویق کنید. در مورد پیشنهادات مطرح شده بی‌طرف باشید و به مشارکت همه اعضا بها بدهید.

نکات:
۱- همه پیشنهادات را جدی بگیرید و به نتیجه منطقی آن‌ها توجه کنید. 
۲- فرایند تفکر خلاق را یاری، حمایت و هدایت کنید. 
۳- ایده‌های افراد را به بهانه غیر عملی بودن یا مضحک بودن رد نکنید. 
۴- با بیان آزادانه ایده‌ها و عقاید خود اعضای گروه را تحت تاثیر قرار ندهید.

به جای فکر کردن در مورد ایده‌ها سعی کنید فقط آن‌ها را از ذهن افراد بیرون بکشید.

طوفان فکری
این تکنیک روشی ساده برای بیرون کشیدن انبوهی از ایده‌ها از گروهی از افراد در یک فاصله زمانی کوتاه است. حالت بهینه آن است که از آن برای حل مشکلات نامحدود استفاده شود. این فرایند همچنین از نظر گروه‌ها جالب و لذت بخشی است که از انجام آن احساس ارزشمند بودن می‌کنند. استفاده از این تکنیک به شما کمک می‌کند که برای مشکلات قدیمی راه‌حل‌های جدید پیدا کنید. سعی کنید حداکثر استفاده از ایده‌های جمع‌آوری شده به عمل آورید.

در مورد ایده‌ها فوراً قضاوت نکنید. افراد را به مطرح کردن نظراتشان تشویق کنید و بگذارید افکار آن‌ها الهام بخش شما باشد.

جلسه طوفان فکری را با ارائه توضیحات کلی در مورد مشکل یا کار مورد نظر آغاز کنید. به حاضرین بگویید چه انتظاراتی از آن‌ها دارید و فرایند انجام کار به چه صورت خواهد بود. (توضیحات مراحل در نمودار فوق آورده شده است) شروع کنید مشکل را به شکل مثبت روی تخته بنویسید، به طور مثال: «چگونه می‌توانیم زمان تولید را کاهش دهیم؟»؛ کار را از طریق طوفان فکری ادامه دهید.

تجزیه و تحلیل
لازم است برای اطمینان از عملی بودن ایده‌ها و مطابقت داشتن آن‌ها با معیارهای تعیین شده آن‌ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید. پس از خاتمه جلسه خلاقیت کلیه ایده‌ها را با توجه به اهداف تعیین شده دوباره ارزیابی کنید و ایده‌های سریع‌الوصول را مشخص و آن‌ها را دسته بندی کنید. سپس در مورد ایده‌های قابل اجرا تصمیم بگیرید.

توجه کنید که داده‌ها تنها زمانی به اطلاعات تبدیل می‌شوند که آن‌ها را طبقه‌بندی کنید.

منظور از ایده سریع الوصول ایده ای است که می‌توان فوراً آن را به اجرا درآورد و منافع فوری از آن حاصل می‌شود. به عنوان مثال، در یک برنامه ایجاد تغییرات اساسی در نگرش مدیریت، یکی از ایده‌ها این بود که ۸۰۰ مدیر از ۵ بخش مختلف مورد آموزش قرار گیرند. انجام این کار از طریق برگزاری جلسات سنتی آموزش غیر عملی بود و به همین خاطر یک جلسه طوفان فکری تشکیل شد تا بتوان راه حل دیگری پیدا کرد. در نتیجه تجزیه و تحلیل نتایج، آموزش یکجای مدیران به عنوان ایده سریع‌الوصول مشخص شد. در نهایت، یک جلسه آموزشی در یکی از سالن‌های عمومی برگزار شد که نتایج موفقیت‌آمیزی را به همراه داشت.

مثال:
آقای اکبری مدیر تولید یک شرکت تولیدی اجناس ورزشی است. فروش محصولات شرکت از طریق نیروی فروشی انجام می‌شد که از طریق یکی از توزیع‌کننده‌های محلی جذب شده بودند. آقای اکبری متوجه شد که تعداد سفارشات دریافتی در برخی از ماه‌ها بسیار پایین است، در حالی که در سایر ماه‌ها میزان فروش بسیار بالا است. او این مساله را با مدیرش در میان گذاشت و موضوع در یک جلسه طوفان فکری مورد بررسی قرار گرفت. هدف جلسه رسیدن به ارقام فروش ثابت بود. معلوم شد که مشکل اصلی در جای دیگری است، وقتی فروشندگان می‌دیدند که با ماه کم فروش روبه رو هستند سفارشات را به ماه بعد منتقل می‌کردند تا بتوانند پاداش فروش ماه بعد را دریافت کنند و این مساله باعث پایین آمدن بیش از پیش ارقام فروش در یک ماه می‌شد. یکی از پیشنهادات این بود که کمیسیون فروش را به جای ماهیانه، به صورت سالانه پرداخت کنند. پیشنهاد مذکور اجرا شد و به تدریج ارقام فروش به حد مورد نظر رسید.

پس از جلسه طوفان فکری ایده‌ها را تحت سرفصل‌های مختلف طبقه‌بندی کنید تا بعداً بتوانید آن‌ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید. پس از طبقه‌بندی ایده‌ها می‌توان آن‌ها را رتبه‌بندی کنید.

به عنوان مثال، اگر ایده‌های حاصل از جلسه طوفان فکری بر بهبود بهره‌وری متمرکز بوده‌اند، قضاوت در مورد آن‌ها را با توجه به تاثیر بالقوه‌ای که بر عملکرد دارند انجام دهید. همه ایده‌ها را با توجه به این معیار ارزیابی کنید. پس از مشخص شدن ایده‌هایی که نیاز شما را تأمین می‌کنند لازم است آن‌ها را بر اساس میزان ارزش و عملی بودنشان روی یک مقیاس ده درجه‌ای، از ۱ تا ۱۰ رتبه‌بندی کنید. در نهایت، ایده‌هایی که می‌خواهید به اجرا بگذارید را انتخاب کنید.

سعی کنید شیوه نگاه کردن به مشکلات را تغییر دهید.
یافتن ایده‌های خلاق برای افراد کار دشواری است، به ویژه آن که انجام این کار مستلزم ورود به دنیای ناشناخته‌ها باشد. سعی کنید مثال‌هایی از بهترین حالت انتخاب کنید تا بتوانید افراد را به تولید ایده‌های جدید برانگیزید. با اعتماد به نفس کامل افراد را رهبری و سوالاتی مطرح کنید که مسیرهای تازه‌ای را برای فکر کردن پیش روی آن‌ها قرار دهد. ساختار منظمی (یک نمودار به عنوان نمونه آورده شده است) را برای اعضای گروه در نظر بگیرید که به کمک آن بتوانند برای مشکلات موجود، راه‌حل‌های خلاقانه (خارج از چارچوب افکار بدیهی) پیدا کنند. وضعیت کنونی خود را با وضعیت بهترین حالت مقایسه و از آینده به حال برگردید و به تدریج ایده‌های جدید تولید کنید.

نکات:
۱- با اعضای گروه روی ایده‌ها کار کنید. 
۲- به نحوه برخورد سازمان‌های دیگر با مشکلات مشابه توجه کنید. 
۳- از منابع مختلف الهام بگیرید حتی اگر با کار شما ارتباط مشتقیم نداشته باشند. 
۴- فکر نکنید که فقط یک پاسخ وجود دارد. 
۵- مقایسه‌های انجام شده را بدون دقت و بررسی کافی رد نکنید. 
۶- اگر شرایط روحی شما مساعد نیست برای یافتن راه‌حل به خود فشار نیاورید.

آینده‌نگر باشید تا اعضای گروه نیز از شما الگو بگیرند.

رفتار بین فردی ما ممکن است آمرانه، انفعالی یا قاطعانه باشد. در رفتار آمرانه به افراد گفته می‌شود که چطور کارها را انجام دهند. از این نوع رفتار زمانی استفاده می‌کنیم که بخواهیم کارها به شکلی که دوست داریم انجام شوند. رفتار انفعالی به معنی پذیرش رهنمودها و دستورات دیگران است. رفتار قاطعانه مستلزم زیر سوال بردن شیوه انجام امور و یافتن راه‌های جدید و بهتر برای انجام آن‌ها است. هنگام هدایت و رهبری دیگران از رفتار قاطعانه استفاده کنید تا راه برای پیشنهادات و ارائه ایده‌های نو باز شود.

نیروی حیات خلاقیت
به واقع سوال پرسیدن را می‌توان نیروی حیات خلاقیت نـام برد. دو نوع سوال داریم: «باز – پاسخ» و «بسته – پاسخ». سوالات «باز – پاسخ» با هدف کسب اطلاعات کلی و باز کردن باب گفت و گو، و سوالات «بسته – پاسخ» با هدف کسب اطلاعات دقیق و مشخص و بستن راه بحث و گفت و گو مطرح می‌شوند. سوالات «باز – پاسخ» را نمی‌توان با بله یا خیر گفتن جواب داد. از سوالات «باز – پاسخ» برای تشویق اعضای گروه به تفکر خلاق و کشف ایده‌های تازه استفاده، و به آن‌ها کمک کنید که از جعبه افکار بدیهی و پذیرفته شده خارج شوند.

از سوالات «بسته – پاسخ» برای دستیابی به اطلاعات استفاده کنید.

گاهی اوقات، مثلاً هنگام جستجوی اطلاعات خاص، بهتر است از سوالات «بسته- پاسخ» استفاده کنید. دو نوع سوال بسته-پاسخ داریم: سوالاتی که جواب آن‌ها بله یا خیر است و سوالاتی که پاسخ آن‌ها یک عبارت کوتاه یا یک واقعیت است. سوالات نوع اول معمولا با کلمه «آیا» مثلاً، آیا تشنه‌ای و سوالات نوع دوم با کلمات پرسشی مانند «چطور» ، «چه چیزی» ، و «چه وقت» شروع می‌شوند. سوالات نوع دوم معمولاً برای کسب اطلاعات مرجع به کار می‌روند. پس از مشخص شدن اطلاعات خاص مورد نظر می‌توانید با طرح سوالات «باز-پاسخ» به بررسی دقیق تر آن بپردازید.

در تحقیقات (مثلاً در پرسشنامه‌های بازاریابی) می‌توان از سوالات «بسته-پاسخ» برای یافتن پاسخ‌های مشخص استفاده کرد.

سوالات «باز- پاسخ» به جواب‌هایی منتهی می‌شوند که بیانگر طرز فکر و احساس طرف مقابل هستند. سوالاتی مانند «بعد از اینکه این پست را گرفتی چه برنامه‌ای داری؟» یا «نظرت راجع به این محصول جدید چیست؟» از نوع سوالات «باز- پاسخ» هستند. پاسخ این قبیل سوالات علاوه بر جامعیت بیشتر، می‌تواند اطلاعاتی در مورد نوع نگرش پاسخ دهنده در اختیار ما بگذارد. ساده‌ترین راه برای پرسیدن یک سوال «باز-پاسخ» این است که جمله را با یک درخواست مشخص مانند «لطفا نظرتان را راجع به … بگویید.» یا » لطفاً کمی راجع به … صحبت کنید.» آغاز کرد. از عبارت‌هایی استفاده کنید که نشان می‌دهند خواهان شنیدن نظرات طرف مقابل هستید.

سوال‌هایی که باید از خود بپرسید:
۱- به نظر شما چطور باید با این مشکل برخورد کنیم؟
۲- برای بهبود وضعیت کنونی چه کارهایی می‌توان انجام داد؟
۳- چرا فکر می‌کنید تغییر شرایط کنونی غیرممکن است؟
۴- به نظر شما چطور می‌توانیم عملکرد خود را ارزیابی کنیم؟
۵- اگر مسئولیت با شما بود چه می‌کردید؟

برای آن که بتوانید ایده‌های خود یا دیگران را زیر سوال ببرید می‌توانید از فرآیند زیر استفاده کنید. با این روش می‌توانید پیشنهادات را تست و اصطلاحات لازم را مشخص کنید. به خاطر داشته باشید که ممکن است افراد از این که ایده‌هایشان مورد نقد و بررسی قرار گیرد احساس تهدید کنند و یا این که انتقادات شما را شخصی برداشت کنند. با سیاست رفتار کنید تا سوالات شما غیرسازنده به نظر نرسند. اگر پیشنهاداتی دارید آن‌ها را در قالب مثال‌های مربوط به موقعیت‌های غیرمرتبط دیگر ارائه کنید. همیشه برای گوش کردن به صحبت دیگران و بهره‌برداری از نظرات آن‌ها آماده باشید.

جمع بندی
استفاده از فرآیند سوال پرسیدن شما را در چالش با پیشنهادات کمک می‌کند. به کارگیری این روش برای انطباق ایده‌ها بسیار ارزشمند است. اما لازم است که با درایت کامل از آن استفاده شود تا بتوانید به بهترین نتایج دست یابید.


گاهی برخی ایده‌ها اعجاب‌آورند و گویی حلال همه مشکلات هستند، نمونه‌هایی را در مثال‌های بخش های گذشته دیدیم. اما همان‌طور که گفتیم سازمان‌ها نباید در اجرای ایده‌ها عجله کنند، سازمان‌ها هر سال مبالغ هنگفتی را صرف ایده‌های تازه می‌کنند، نمونه‌ای از این سازمان‌ها می‌تواند شرکت خدمات ایرانسل باشد. ایده‌ها و طرح‌های خلاقانه موتور پولساز سازمان‌های موفق هستند. اما گاهی به دلیل عدم نقد و بررسی دقیق و عینی با شکست روبه رو می‌شوند، شاید کمی فکر کنید ایده‌های شرکت‌ها و سازمان‌هایی را به یاد آورید که حتی با صرف هزینه‌های سرسام‌آور نیز نتوانستند حتی اندکی موفق شوند. از نقطه نظرات مختلف اعضای گروه برای تست کردن ایده‌های بالقوه استفاده کنید. قصد ترساندن و یا ایجاد وسواس در شما جهت اجرای تغییرات را نداریم، بلکه یادآوری می‌کنیم در بیشتر موارد مدیران جسور در کنار ایده‌های بکر باعث موفقیت شرکت‌ها و سازمان‌ها شده‌اند.

نکات:
۱- برخی افراد هنگامی که برای ایجاد تغییر تحت فشار قرار می‌گیرند مقاومت بیشتری از خود نشان می‌دهند. 
۲- گاهی اوقات لازم است که فشار برای ایجاد تغییر را ملایم‌تر کنید. 
۳- تغییر به معنی رهاکردن گذشته به منظور استقبال از چالش‌های آینده است.

کارتون‌های کودکی را به یاد آورید، چقدر خلاقیت می‌توانید در صحنه‌های آن‌ها به یاد آورید. می‌خواهم شما را با استراتژی دیزنی آشنا کنم. این استراتژی بر پایه روش «والت دیزنی» در حل مشکلات ابداع شده است. وی به یکپارچه‌سازی تفکر خلاق و تفکر منطقی معتقد بود و می‌گفت که در کلیه جلسات باید یک خیال‌پرداز، یک واقع‌بین و یک منتقد حضور داشته باشند چرا که هر یک از این افراد می‌توانند نقش مهمی در بررسی ایده‌ها ایفا کنند و امکان بررسی صحیح ایده‌ها و حل اثربخش مشکلات بوجود می‌آید. ببینید شما و هر یک از اعضای گروهتان جزو کدام دسته از متفکرین هستید.

انواع متفکرین
۱- خیال پرداز فرد خیال پرداز خود را به سنت‌ها یا مسائل قراردادی محدود نمی‌کند و در تولید ایده‌های تخیلی برای سازمان تبحر فراوان دارد.
۲- واقع بین فرد واقع بین مفهومی را در نظر می‌گیرد و سوالاتی مانند این که « این ایده چه فایده‌ای خواهد داشت؟» را مطرح می‌کند. او به شکلی کاربردی به برنامه‌ها نگاه می‌کند و گاه قبل از ارزیابی تمامی نتایج، دست به اقدام می‌زند.
۳- منتقد فرد منتقد به صورت منطقی فکر می‌کند و توانایی دیدن آینده دور، پذیرش جزئیات عملی، و تشخیص دام‌های احتمالی را دارد. ممکن است منتقد بیش از اندازه محتاط عمل کند، اما همواره مراقب است که برنامه‌های متفکر واقع بین عملی باشند.

هدف چیزی است که شما خواهان دست‌یابی به آن هستید و استراتژی نحوه برنامه‌ریزی شما برای تحقق این خواسته است.

گروهی از افراد را دور هم جمع کنید و از آن‌ها بخواهید که هر کدام یکی از نقش‌های خیال‌پرداز، واقع‌بین و منتقد را بازی کنند. مشکلی را مطرح کنید و از اعضای گروه بخواهید که آن را حل کنند. ده دقیقه به آن‌ها فرصت بدهید تا در مورد مشکل فکر کنند. سپس از متفکر خیال‌پرداز بخواهید ایده‌هایش را مطرح کند، به متفکر واقع‌بین فرصت دهید تا به بررسی برنامه‌ها بپردازد، و از متفکر منتقد بخواهید دام‌های احتمالی را مشخص کند. در پایان، کلیه نتایج را مجدداً مورد بررسی قرار دهید.

نکته:
یکی از مشکلات عمده کار گروهی این است که اعضای قوی‌تر گروه به راحتی بر ضعیف‌ترها مسلط می‌شوند. استفاده از روش صحبت نوبتی به مدیر کمک می‌کند تا گروه را به شکل موثری اداره کند تا ضعیف‌ترها بتوانند مانند قوی‌ترها مشارکت داشته باشند. هر شرکت کننده می‌تواند بحث را متوقف، و درخواست نوبت کند. سپس باید نظر خود را بدون واهمه از این که کسی صحبتش را قطع کند بیان نماید.

این که سازمان‌ها باید برای حفظ قدرت رقابتی خود به طور مستمر به توسعه فعالیت‌ها و نحوه انجام آن‌ها بپردازند و از روش‌های خلاق برای تجزیه و تحلیل رویه‌ها و بازنگری شیوه انجام امور در سازمان استفاده کنند و از کارایی و به روز بودن آن‌ها اطمینان حاصل یابند، امروز یک الزام است.

با بازنگری و زیر سوال بردن‌های مستمر سعی کنید همواره خود را در بازی جلوتر از دیگران نگه دارید.

گاهی برای رفع مشکلات سازمانی نیاز به تشکیل جلسات گروهی و یافتن ایده‌های خلاقانه نیست. به طور مثال، سودآوری سازمان‌ها با توجه به اثربخشی آن‌ها در تبدیل سفارشات مشتری به کالا و خدمات مشخص می‌شود. این تبدیل از طریق یک سری فرآیندهای عملیاتی مرتبط انجام می‌شود و این فرآیندها میزان اثربخشی انجام کارها را تعیین می‌کنند. «مهندسی مجدد فرآیند» روشی برای ارزیابی (و در صورت لزوم، تعدیل) رویه‌های کار است. از مهندسی مجدد برای بازنگری و روزآمد کردن فرآیندهای سازمانی استفاده کنید و در این میان تلاش نکنید به جای استفاده از روش‌های مشخص و استفاده از خلاقیت در آن‌ها، همان اول از ایده‌های نو و خلاقیت استفاده کنید. به بیان دیگر سعی در اختراع دوباره چرخ نکنید. سازمان‌هایی که می‌خواهند توان رقابتی خود را حفظ کنند باید به صورت منظم به بازنگری محصولات، فرآیندها و مواد بپردازند. از «مهندسی مجدد ارزش» برای ابداع مجدد یا به روز رسانی محصولات و خدمات سازمان استفاده کنید. هدف از مهندسی مجدد ارزش، حصول اطمینان از بازنگری مستمر و منظم محصولات و خدمات است که به منظور ارزیابی راه‌های بهسازی آن‌ها با استفاده از تکنولوژی جدید، مواد جدید، و روش‌های جدید انجام می‌شود. به عنوان مثال، ممکن است بتوان به جای مواد فلزی به کار رفته در یک محصول از مواد پلاستیکی جدید استفاده کرد، یا آن که به جای انجام یک کار معین در داخل سازمان، آن را به پیمانکاران خارج سازمان محول کرد.

جمع بندی
همه تمرینات خلاقیت در نهایت به تولید ایدههای متعددی ختم میشوند که لازم است به نحوی هرس شوند. سپس، باید باز هم آن‌ها را پیرایش کنید تا در نهایت انتخاب شما عینی و مبتنی بر واقعیت باشد. روش رتبه‌بندی و درجه‌بندی شیوه‌ای بسیار موثر برای انجام این کار است. شما می‌توانید این روش را به صورت انفرادی یا گروهی اجرا کنید. در صورتی که روش مذکور به صورت انفرادی اجرا شود لازم است داده‌های به دست آمده بعداً مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند تا بتوان به اتفاق نظر رسید. از اعضای گروه بخواهید هر ایده را به ترتیب ارجحیت از ۱ تا ۱۰ رتبه‌بندی کنند. سپس از آن‌ها بخواهید که ایده‌ها را از یک تا ۵ درجه‌بندی و نظر خود را در مورد میزان اثربخشی راه‌حل‌های انتخابی بیان کنند. رتبه‌های فردی را ثبت و فهرستی از با ارزش‌ترین ایده‌ها تهیه کنید.

افراد را به پذیرش ایده‌هایتان ترغیب کنید.

توجه کنید که بد ارائه کردن ایده‌هایتان موجب هدر رفتن آن‌ها خواهد شد.

از اعضای گروه بخواهید نظراتشات را درباره نحوه بهبود فرآیندها مطرح کنند.

بررسی پیشنهادات
هنگامی که با اعضای گروه خود در مورد ایده‌ها بحث می‌کنید سوالاتی بپرسید که در تولید و تدوین ایده‌های بهتر و بهتر موثر باشند. همچنین، ببینید آیا دلیلی برای نگرانی وجود دارد یا خیر. برخی از سوالاتی که می توانند در این کار موثر باشند: – فرض کنید که این تغییر ایجاد شده است. در آن صورت به چه شکل بر مشتریان ما تاثیرگذار خواهد بود؟ – اگر این پیشنهادات را یک قدم جلوتر ببریم چه پیامدهای دیگری به دنبال خواهد داشت؟ – اگر این ایده تا این حد خوب است چه چیز ما را از پیاده کردن فوری آن باز می‌دارد؟ – چطور می‌توانیم این پیشنهاد تغییر رویه را با تأمین‌کنندگان و مشتریان خود مطرح کنیم؟

تجزیه و تحلیل گزینه‌ها
ابزاری که بیش از همه برای تجزیه و تحلیل گزینه‌های موجود مورد استفاده قرار می‌گیرد، تجزیه و تحلیل سوات (SWOT) است. فرآیند «سوات» معمولاً توسط یک گروه کوچک و به منظور تجزیه و تحلیل نقاط قوت (S) – نقاط ضعف (W) – فرصت‌ها (o) – و تهدیدها (T) انجام می شود. نقاط قوت یک پیشنهاد را بررسی کنید: – چه منافعی در بر خواهد داشت؟ نقاط ضعف را ارزیابی کنید: – مشکلات احتمالی کدامند؟ – آیا به سرمایه‌گذاری جدید نیاز داریم؟ فرصت‌های ممکن را مشخص کنید: – چه بازارهای تازه‌ای برای ما ایجاد خواهند شد؟ تهدیدها را بررسی کنید : – آیا ممکن است پایگاه فعلی مشتریان خود را از دست بدهیم؟ باید توجه کنید که معمولاً عواملی در جهت اجرا یا عدم اجرای یک پیشنهاد وجود دارند. به عنوان مثال، برای معرفی یک سیستم بازنگری سالانه در سازمان لازم است بدانید چه کسانی فعالانه از این فرآیند حمایت، و چه کسانی احتمالاً با آن مخالفت خواهند کرد. مثلاً ممکن است کارکنان از جلسات بازنگری استقبال کنند، چرا که شرکت در این جلسات موجب تقویت حس ارزشمندی در آن‌ها می‌شود. اما از طرفی، ممکن است برخی مدیران جلسات بازنگری را زمان بر و بیهوده تلقی کنند. پس از بررسی دقیق این عوامل، برنامه‌ای برای مهارکردن حمایت‌های مثبت و کاهش تاثیر مقاومت‌ها تدوین کنید. به این ترتیب، احتمال موفقیت شما افزایش خواهد یافت.

نکات
۱- پیشنهاد خود را مشخص کنید و ببینید قصد انجام چه کاری را دارید
۲- عوامل مثبت و منفی را مشخص کنید 
۳- با استفاده از رتبه‌بندی و درجه‌بندی مشخص کنید که چه نیروهایی بیش از همه تاثیرگذارند. 
۴- یک برنامه اجرا تدوین کنید که موجب تقویت نیروهای مثبت و کاهش نیروهای منفی شود.

سرمایه‌گذاری در جهت بهسازی مهارت‌ها و توسعه فردی و گروهی همیشه ارزشمند است. در پایان هر پروژه یک جلسه بازنگری تشکیل دهید و ببینید چه راه‌هایی برای انجام خلاقانه‌تر کارها وجود داشته که از آن‌ها استفاده نکرده‌اید. ببینید در چه حوزه‌هایی برخورداری از دانش فنی لازم (مثلاً برخورداری از آموزش‌های فنی یا مهارت‌های بهتر در اداره کردن افراد) می‌توانست شما را در کسب نتایج بهتر یاری کند. پیشرفت‌های حاصله در حوزه صنعت خود را روز به روز دنبال کنید و نشریات تخصصی مربوطه را در اختیار اعضای گروه قرار دهید. در پایان پروژه اعضای گروه را دور هم جمع کنید و در مورد نحوه عملکرد خود از آن‌ها بازخورد بگیرید. یک پرسشنامه تهیه و در بین اعضای توزیع کنید. همه اعضا و از جمله خود شما، باید پرسشنامه مذکور را پر کنید. پرسشنامه‌ها را بررسی و مقایسه کنید. حوزه‌هایی که نیازمند بهسازی هستند را مشخص کنید و در مورد اقدامات لازم تصمیم بگیرید.

سوال‌هایی که باید از خود بپرسید:
۱- آیا فلان پروژه را خوب اداره کرده‌ام یا آن که به جای وقت گذاشتن برای تفکر خلاق به دنبال راه‌حل‌های فوری بوده‌ام؟
۲- کدام حوزه‌های عملکرد من نیازمند بهسازی هستند؟
۳- آیا کوتاهی‌هایی از دیگران دیده‌ام که خود نیز مرتکب آن‌ها شده باشم؟
۴- آیا تجزیه و تحلیل شخصی من در مورد عملکردم با دیدگاه‌های اعضای گروه مطابقت دارد؟

در این دوره آموزشی سعی کردیم هر آنچه از خلاقیت را در تمامی موارد کاری از یک کارمند یا یک مدیر سازمانی بزرگ نیازمندید در اختیار شما قرار دهیم، ممکن است سال‌ها و یا به صورت موردی به آن مراجعه کنید اما مطمئن هستیم این دوره به افزایش خلاقیت پایدار شما کمک خواهد کرد. در پایان خواهشمندیم ما را از نظرات خود آگاه ساخته و به غنی‌تر ساختن این مبحث کمک نمایید.

 

[/vip-members]

برای دوستانتان هم این مطلب را می توانید ارسال کنید:


خلاقیت در تجارت آیا این مطالب جدید را هم مطالعه کرده اید؟ خلاقیت در تجارت

بهترین باورهای ثروتمندان

باورهای اشتباه در فروش و بازاریابی محصولات


خلاقیت در تجارتمنبع: سایت رسمی محمد جانبلاغی
خلاقیت در تجارت در پناه حق باشید.
خلاقیت در تجارت محمد جانبلاغی// انسان‌ می‌تواند افکار و تجارب و دانش خود را با سایر انسان‌ها سهیم شود. انسان علیرغم عمر کوتاهش، می‌تواند از گنجینه‌ی دانش و تجارب و دستاوردهای تمام تاریخ بشر استفاده کند. همین موضوع جایگاه بشر را ممتاز نموده.مردم و ملت‌هایی که اهمیت آموزش را دریافته و به خوبی از قدرت آموزش استفاده می‌کنند، اوج می‌گیرند. و بقیه..... از شما که آرزومند پیشرفت خود و خانواده‌تان هستید دعوت می‌کنم از آموزش‌های بی‌نظیری که برایتان تدارک دیده‌ام استفاده فرمایید. سایت را واکاوی فرمایید، به منوها و زیر منوها مراجعه فرموده، و بهترین آموزش‌ها را انتخاب و استفاده نمایید.

با آموزش‌های محمد جانبلاغی،... بیاموزید آنچه را در هیچ مدرسه و دانشگاهی به شما نمی‌آموزند.

خلاقیت در تجارت

خلاقیت در تجارت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.