.:: داستان آیا می‌توانی از بُزهایت بگذری؟

روزی مردی راه گم کرد و سر از بیابان درآورد. رفت و رفت تا این‌که گرما چنان او را بی‌حال کرد که از تشنگی و گرسنگی، بی‌رمق بر زمین افتاد. زیر آفتابِ سوزان، در حال جان دادن بود تا این‌که… …
  بیشتر بخوانید »   “داستان آیا می‌توانی از بُزهایت بگذری؟”